سلام دوستان عزیز. ببخشید که خیلی دیر به دیر مطلب مینویسم. راستش از اون زمانیکه مابه ایران برگشتیم شدیداً درگیر پیدا کردن خونه و اسباب کشی بودیم. آخه ما هیچکدوم از وسایل زندگیمون رو نفروخته بودیم و فقط درب خونه رو بسته بودیم و رفته بودیم کانادا . راستش چون خونه هم مال خودمون نبود دیگه بیشتر از این نمیشد بلاتکلیف وسایلمون رو توی خونه بزاریم و هیچ استفاده ای برای صاحب خونه گرامی نداشته باشه.
تا اینکه بالاخره با همه سختی ها و مشکلاتی که وجود داشت به خونه جدید خودمون اسباب کشی کردیم. راستش رو بخواید اینقدر هر روز درگیر مسائل مختلف بودم که اصلاً فرصت سر زدن به اینجا رو نداشتم. از کارهای خونه، تسویه حساب بدهی های گذشته، کارهایی که از شرکت باقی مونده بود و همه و همه حسابی ما رو گرفتار خودش کرده بود.
الان حدود 75 روز از برگشتمون به ایران میگذره و برنامه ریزی برای برگشتن به کانادا برامون حسابی سخت شده. تصمیم اینکه آیا دوباره برگردیم کانادا یا دوباره شروع به کار در ایران بکنم ؟
قبل از اینکه از ایران بریم تقریباً تمامی کارهای و فعالیت های بازرگانی خودم رو در ایران تموم کردم و الان که برگشتم یک مقدار برام مشکل بوجود اومده. میدونید جدا بودن از فعالیت های گذشته و به روز نبودن با مشتریها و دور افتادن از گود رقابت با شرکت ای رقیب، از دست دادن مشتری های زیادی که با زحمت توی چندین سال بوجود اومده بودن، و خیلی مسائل دیگه شروع به کار کردن مجدد رو در ایران برام خیلی سخت میکنه.
راستش حدوداً یک ماه بعد از اینکه از کانادا به ایران برگشته بودیم به خانمم گفتم بیا برگردیم کانادا ، فکر نمیکنم بتونم دیگه توی ایران کارم رو شروع کنم. ولی خانمم میگه حداقل تا عید یعنی ماه مارچ صبر کن و تلاش کن تا بیزینس خودت رو در ایران رونق بدی. اگر موفق شدی و وضعیت خوبی بوجود اومد که ایران میمونیم ولی اگر نتونستی موفق بشی برگردیم بریم کانادا.
الان هم چند وقته رفتم توی دفتر پدر خانمم شروع به کار شدم. چون دیگه دفتر قبلی رو ندارم و مجبورم که اینجا فعالیت کنم. نمیدونم میشه دوباره فعالیت های گذشتم رو احیا کنم یا نه ولی به هر حال کار آسونی نیست و حسابی دنگ و فنگ های خودش رو داره. دوباره مشکلات واردات و ترخیص کالا و گرفتن مجوز های وزارت بهداشت و 1000 تا درگیری با دارایی و بیمه باعث میشه که خیلی استرس و نگرانی بهم وارد بشه.
خودم هم نمیدونم چی میخوام !!!!
آدم تا وقتی مهاجرت نکرده و اون طرف رو ندیده تحمل کردن مشکلات و مسائل ایران خیلی راحت تره :
سیستم حمل و نقل، سیستم بانکی، گرونی و تورم، آلودگی هوا، کیفیت پائین خودرو ها و نا ایمن بودن جاده ها، ضعف سیستم آموزشی دانشگاهی ، انظباط اجتماعی، آزادی، و ... همه اینها بطور باورنکردنی با ایران متفاوت هستش . نه اینکه اصلاً مشکلی نداشته باشه و همه چیز روبراه باشه ! نه ولی ضعف هاش خیلی کمتر از نقاط مثبتش هستن.
متاسفانه اون زمانیکه ما به کانادا رفتیم کاملاً بی برنامه بودیم و هیچ هدف خاصی از مهاجرتمون نداشتیم حتی نمیدونستیم میخوایم چند وقت در کانادا بمونیم. همین موضوع باعث شد تصمیمات ریشه ای و درست نگیریم. البته خدا رو شکر من اصلاً از عملکردمون ناراضی نیستم ولی با توجه به اینکه کلاً من آدم زیاده خواهی هستم انتظار بیش از اینها رو از خودم داشتم. این زبان فرانسه استان کبک هم که حسابی ما رو شرمنده خودش کرد و از نظر زمان جا افتادن و تصمیم گیری برای اینکه درس بخونیم یا اینکه به فکر کاریابی تخصصی باشیم ما رو کلی عقب انداخت. ( نکته منفیش همین بود ، زبان فرانسه )
یعنی خدایی اگر زبان رسمی استان کبک انگلیسی بود بهترین جای زندگی در کانادا همین شهر مونترال بود ولی چه فایده که زبان فرانسه در زمینه کاریابی تخصصی بسیار مشکل ساز هستش و تا خودتون باهاش مواجه نشید متوجه این مسئله نخواهید شد.
همونطور که قبلاً هم بهتون گفته بودم من رشتم میکروبیولوژی هستش ولی بیشتر از اینکه تجربه کار آزمایشگاهی و یا تحقیقاتی داشته باشم از اون وقت که یادمه توی کار فروش و بازاریابی بودم و روی فروش محصولات آزمایشگاهی و تحقیقاتی کار میکردم. حتی توی ایران هم یک دوره فروش و بازاریابی در دانشگاه تهران گذروندم و توی مونترال هم مجدداً یک دوره کوتاه مدت بیزینس خوندم تا تجربه من رو بیشتر و بیشتر بکنه.
کار فروش و بازاریابی در کل دنیا خیلی فراوون هستش ولی در استان کبک مختص میشه به توانایی بسیار بالا در زبان فرانسه که خوب متاسفانه من هم تواناییم بالا نبود. درسته کاری که پیدا کرده بودم تماماً به فرانسه بود. ولی خوب کار تخصصی در زمینه فروش محصولات آزمایشگاهی به زبان فرانسه یعنی مخ زدن اساتید دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی به زبان فرانسه و اون هم با تسلط بالا.
خلاصه چی بگم که داغوونم ( بقول آقای همساده )
حالا عوض کردن استان و رفتن به انتاریو ( تورنتو ) خودش داستان خودش رو داره.
ایشالا دوباره فرصت میکنم و میام مفصل تر براتون مینویسم.
شاد باشید.
